تبليغاتX
من به سیبی خشنودم..

من به سیبی خشنودم..

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟؟

HOMEPAGE

E-MAIL

"شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد"

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 5:58 توسط النا |

آقا... میشه لطفا بلند شید این مادر جاتون بشینه؟ و بعد یک بسیج همگانی برای کمک به مادر پیری که روی پله ی اتوبوس نشسته بود و می خواست جا به جا بشه..

 

ما هم به زور سوار شدیم! توی ایستگاهی که تقریبا به مبدا نزدیک بود اما اتوبوس اصلا جا نداشت. همه چیز طبیعی بود و هر لحظه به تعداد مسافرین اضافه می شد و کمر اون ها شکسته تر!!

 

باز هم همه چیز مرتب بود تا شنیدن صدای فریاد و اعتراضی بلند.. بله، خانمی بین در اتوبوس گیر کرده بود و وقتی پیاده شد هر چی از زبان مبارکش جاری شد نثار راننده کرد..!!

خانمی که از اول در مورد هر چیزی نظر میداد حالا یه مورد ناب برای اعتراض داشت: اتوبوس! به انواع اتوبوس گیر داد؛ بلیطی و کرایه ای، خوشرنگ و بدرنگ، نو و کهنه و هر چیزه دیگه ای که دلتون بخواد ← بحث سیاسی. اما فشار جمعیت مانع از ادامه بود..

 

-         خانم اینا شیر خشک هستن؟

-         بله، دونه ای 8 هزار تومن. بچه ماهی به 2 تا و نصفی قوطی نیاز داره.

-         چرا نمیری از یه جای نزدیک تر یا حتی از ناصر خسرو بخری؟ اونجوری ارزون تر در میاد.

-         نه اونا قابل اعتماد نیستن. رو بچه که نمیشه امتحانش کرد..

-         زمان ما همه قانع بودن، راحت زندگی می کردن، تورم نبود، فقیر و غنی مثل امروز نبود و..

 

بحث داغ سیاسی به حکومت رسید. یکی موافق بود و یکی مخالف و حتی یه نفر رای ممتنع می داد.

و من در مرکز اتوبوس بودم..

 

-         ببخشید میشه منو راهنمایی کنید ایستگاه... کجاست؟ چطوری برم این آدرس؟

 

-     دختر دانشجوی من اصلا به ما فکر نمیکنه و هر چی که می خواد باید براش فراهم بشه؛ امروز این مانتو فردا اون کیف. وای چه کفش قشنگی، مقنعم پاره است نمی تونم که باهاش برم دانشگاه..

-         ..

 

-         سوال چهارم امتحان تصاعد حسابی بود یا هندسی؟

-         ما حتما کنکور قبول میشیم!

-         آره بابا کنکور اگه لاته واسه ما شکلاته.. (خنده)

 

-         چه حوصله ای دارن اینا! بیکارن بحث سیاسی می کنن

-         واقعا من که دارم از خستگی میمیرم..

 

- اِ چرا هُل میدی مگه نمیبینی جا نیست؟

- اتوبوس عمومیه میخواستی سوار نشی! اگه سختته برو تاکسی بگیر، با آژانس برو و..

 

و من..؟؟

نا خوداگاه نگاهی به سرتاسر اتوبوس انداختم  "توی اتوبوس زندگی جاریه"  اولین چیزی که به ذهنم رسید!!

 

و بعد..

٭ توی اتوبوس میشه خیلی شخصی از آهنگ مورد علاقه لذت برد، میشه بلوتوث بازی کرد..

٭ توی اتوبوس میشه کتاب یا حتی درس خوند، میشه فیلسوف وعارف و دانشمند شد..

٭ توی اتوبوس میشه فقیر و میشه پولدار بود..

٭ از پنجره ی اتوبوس میشه نگاه حسرت بار به تویوتا ها و بی ام دبلیوها انداخت، خرامیدنشون رو دید و ای کاش ها برای داشتنشون گفت..

٭ توی اتوبوس میشه با موبایل صحبت کرد حتی تا لحظه ی حساب کردن کرایه.. میشه چرت زد، میشه از شدت گرما و فشار جان به جان آفرین تسلیم نمود.. میشه جوانمرد بود..

٭ توی اتوبوس میشه با دوستان خندید و حالشو برد بدون توجه به نگاه عاقل اندر سفیه!! دیگران..

٭ توی اتوبوس میشه فرهنگ داشت و میشه فرهنگ یاد گرفت.. میشه پر از تجربه و خاطره شد..

 

اتوبوس یه دنیای کوچیکه برای خودش، دنیای کوچیکی که به عظمت فکر و دل آدم هاست..

 

"میلاد حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار بر شما مبارک باد"

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:2 توسط النا |

سلام دوستان هميشگي

امروز روز زحمت كش ترين قشر جامه هست. اين روز و به تمام كارگران تبريك ميگم و اميدوارم كه تمام مشكلات مربوط به وضعيت زندگي و كار اونها حل بشه.

 (مراجعه كنيد به پست آبرو)

 

 در اين پست مي خوام راجع به انجمن حاميان كودكان كار و خيابان بگم، هدف اين انجمن ارتقاي بهداشت و تعليم و تربيت هست.

انجمن دراي واحدهاي مختلفي نظير: آموزش، مددكاري، بهداشت و روابط عمومي هست كه هر يك با كمك هاي مردمي و نيروهاي داوطلب مشغول فعاليت هستند.

سايت مربوط به انجمن رو لينك كردم ، براي شركت در طرح ها مي تونين عضو بشيد.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:19 توسط ریحانه |