|
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟؟
|
||||
|
|
||||
یکی.. یکی باباش خیلی خوب و مهربونه.. یکی باباش ادیب و باسواده.. یکی باباش دکتره، یکی مهندس، یکی دانشمند.. یکی باباش خیلی غرغرو و بی اعصابه! یه جوری که حتی به سلیقه اون اهمیت نمی ده.. یکی باباش کارگره، یکی بنا، یکی راننده.. یکی باباش نیست. مسافرته؛ جون میکَنه تا خرج اونارو بده.. یکی باباش مدیره یه موسسه ی خیلی مهمه.. یکی باباش هر شب، هر شب با دست پر میاد خونه.. یکی باباش آتش نشانه، یکی پرستارآمبولانس، یکی هنرمند.. یکی باباش معتاده تمام درامد زندگی رو صرف مواد میکنه.. یکی باباش قماربازه و تا حالا بارها همه ی زندگیشونو باخته.. یکی باباش پلیسه، یکی معلم، یکی وکیل.. یکی باباش خیلی گیره، ماشینو بهش نمیده و به مدل مو و لباسش اعتراض میکنه.. یکی باباش خیلی مریضه و همه، تلاششون جور کردن پول برای درمان اونه.. یکی باباش بابابزرگشه، یکی عموش، یکی ناپدریش.. یکی باباش تو فکر اینه که چطوری پولاشو خرج کنه تا هیچیش واسه وارثاش باقی نمونه.. یکی باباش تو فکر اینه که چطور به تربیت بچه اش بپردازه که بهترین فرزنده دنیا رو داشته باشه.. یکی باباش قطع نخاع است، یکی جانباز، یکی مفقودالاثر.. یکی باباش رفتگره و به داشتن همچین بابایی می نازه.. یکی باباش سرایداره، یکی نظامی، یکی کارمند و یکی.. هر کس باباش یه مدلیه. فرقی نمی کنه؛ مهم اینه که بابا هست.. این پناه و پشتوانه بزرگ زندگی، این حامی که حتی سایه اش مایه ی امنیته. مهم اینه که بابا هست.. شنبه شب توی یه برنامه رادیویی یه مامان داشت صحبت میکرد و از بغض بچه اش میگفت که اون موقع خواب بود.. رادیو هم مثل تلویزیون و خیلی های دیکه به استقبال روز پدر رفته بود. جشن گرفته بود و اون پسر کوچولو از غصه ی نداشتن پدر با بغض رفته بود که بخوابه، طاقت نداشت ببینه که برنامه ی رادیوییه مورد علاقش جشنی گرفته که پسر کوچولو سهمی در اون نداره.. مهم اینه که بابا هست آخه.. یکی باباش پیش خداست. شهید شده؛ هم پیش خداست هم پیش بچه اش.. یکی زندگیش باباشه و یکی اصلا نمیدونه بابا یعنی چی؟! یکی میتونه برای 2 تا پسر، پدر باشه و یکی برای یه عالمه..!!
میلاد مولود کعبه
حضرت مولی الموحدین علی (ع)
و روز پدر بر همگان مبارک باد..
![]()
¤ وفات بانوی علم و یقین٫ اقتدار و ایثار حضرت زینب کبری(س) بر شما تسلیت باد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 0:36 توسط النا
|

دل مسوزان که ز هر دل به خدا راهی هست هرکه را هیچ به کف نیست به دل آهی هست "ولادت حضرت جوادلائمه(ع) و همچنین میلاد حضرت علی اصغر(ع)
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 1:34 توسط النا
|

ساعت 30/4 بعد از ظهر هفت تیر 1366 هفت بمب شیمیایی به سمت شهرستان سر دشت شلیک شد و 4 بمب به شهر و 3 بمب در روستاهای اطراف فرود آمد. مردم پس از بمباران از پناهگاه ها خارج و برای دیدن مناطق بمباران شده و کمک به همنوعان خود عازم این مناطق شدند و خوشحال بودند که کشته و زخمی نداشتند؛ اما پس از مدتی بوی سیر گندیده تمام فضای شهر را فرا گرفت. آنها که در معرض مستقیم بمباران قرار گرفته بودند با چشم هایی کور و متورم و بدن هایی سوخته و تاول زده و تنگی نفس در حالی که مرتب استفراغ می کردند نمی دانستند تا چند ساعت دیگر زنده می مانند؟ هوای مسموم همه جا پر شده بود. برخی به دستمال نمدار متوسل میشدند تا شاید جلوی گاز های شیمیایی را بگیرند، اما هوای مسموم حتی تا زیر پوستشان نفوذ کرده بود، از راه حلق گذشته، خونشان را آلوده کرده و سراسر زندگی شان را به سلطه خود در آورده بود. در این حادثه که روز بعد نیز تکرار شد، هواپیماهای بمب افکن عراقی با بمب های شیمیایی به 4 نقطه پر ازدحام و متراکم جمعیتی سردشت حمله کردند و تمام مردم بی گناه آن شهر و اطراف آن را آماج گاز های کشنده و دهشتناک شیمیایی قرار دادند. در این حمله، صدها تن به شهادت رسیدند و بیش از 8000 مصدوم و زخمی بر جای ماند و همچنان هر ساله تعدادی از این مصدومان به جمع کشته شدگان می پیوندند. ایران با اعزام مجروحان به کشور های اروپایی همچون آلمان و فرانسه در پی اثبات استفاده عراق از این سلاح ها بود، ولی تا زمانی که جنگ ادامه داشت هیچ کشوری آن را محکوم نکرد..
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 22:27 توسط ریحانه
|

سلام دوستای خوبم. حالتون چطوره؟ "میلاد زندگی بخش کوثر حضرت محمد(ص)، بانوی بزرگ دین و اعتقاد، بهترین الگوی زنان و همچنین روز مادر بر شما مبارک باد" انشاالله که لحظات شادی رو کنار عزیزانتون به خصوص مادرای گل سپری کنید. و اما خبر: بعد از مدت 10 ماه از تاسیس این محیط کوچک و مجازی، لطف خدا شامل حالمون شد و الان به مرحله ای رسیدیم که به امید خدا می تونیم برنامه های حضوری و گروهی برپا کنیم. به مناسبت روز مادر برنامه ای برای ملاقات مادربزرگ های سالمند و البته معلول ذهنی و جسمی در آسایشگاه سالمندان "مهر گل" ترتیب دادیم که حضور هر کدوم از شما دوستای گلمون باعث خوشحالی این عزیزان و البته دلگرمی ما میشه. همه ی دوستانی که به وب سر میزنن دعوت هستند به خصوص دوستانی که همیشه در کنارمون بودند، نظر دادند و باعث رشد و پیشرفت ما شدند (هرچند که نیاز به دعوت نیست و هرکس با توجه به دلش میاد..) این برنامه روز چهارم تیر ماه مصادف با روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر ساعت ۱۰:۳۰ در خانه ی سالمندان مهرگل برگزار خواهد شد.
دوستایی که با همراه میشن لطفا اعلام کنن که تعداد افرادی که به بازدید میان رو داشته باشیم (میتونید نظر خصوصی بزارید)![]()
با تشکر النا و ریحانه
منتفی شد!!!
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 9:35 توسط النا
|

خبری در راه است..
+
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:51 توسط النا
|
